رفتن به محتوای اصلی

سازمان منافقین؛ فرقه‌ای از تبار ترور


تاریخ گواهی می‌دهد که ترور و خشونت  امر جدایی‌ناپذیر و جزء ذاتی ماهیت سازمان منافقین است ؛ ترور مهم‌ترین ابزاری است که همواره فرقه منافقین نه‌فقط برای ملت ایران بلکه باهدف خاموشی و حذف اعضای تشکیلات استفاده کرده است. باگذشت سالیان متمادی از این فرقه، جامعه جهانی همچنان شاهد ادامه روند حذف فیزیکی اعضای منافقین  با شیوه‌های جدید در اروپا و کشور آلبانی به دستور مستقیم سران سازمان است.

با بررسی و تحلیل فرقه‌ها ، یک امر مشترکی استنتاج می‌شود که همه فرقه‌ها در مناسبات درونی خود، اقدام به مغزشویی و کنترل ذهنی افراد می‌نمایند؛ اما علیرغم تمام اقدام کنترلی، به دلیل عدم توانایی در ارائه پاسخ مستدل و اقنای مخالفین، با شدیدترین شیوه‌ها با اعضای زاویه‌دار و منتقد خود برخورد می‌کنند. سازمان منافقین که یکی از پیچیده‌ترین فرقه‌هاست از این امر مستثنا نبوده و نیست. در حقیقت سرآغاز این فرقه با ترور مخالفین شروع‌شده و تاکنون ادامه دارد.

برای تقی شهرام که از اولین سران سازمان منافقین بود، حذف فیزیکی بهترین راه‌حل خلاصی تشکیلات از مخالفان داخلی محسوب می‌شد که این میراث پس از او به مسعود رجوی رسید و در سازمان منافقین نهادینه شد. سرکردگان منافقین همواره از این شیوه برای ساکت کردن صدای مخالف و منتقدان داخلی خود استفاده می‌کردند تا  از تبعات ثانویه جدایی فرد معترض و منتقد از سازمان و افشاگری‌های بعدی آنان دوری جویند. این شیوه در تشکیلات فرقه‌ای نفاق از سال‌های تأسیس پادگان اشرف که منافقین به‌دوراز فضای جامعه امکان هرگونه اعمال فشاری را بر نیروهای خود داشتند، شدت گرفت. بسیاری از اعضای سازمان در سال‌های حضور در عراق به دلایل مخالفت با نظرات سرکردگان، درخواست جدایی از فرقه، سرپیچی از دستورات یا صرفاً به دلیل اعتراض، ترور شدند. در همه این موارد سرکردگان منافقین با سناریوهایی ساختگی نظیر کشته شدن در حادثه، کشته شدن در عملیات و خودکشی، پرونده این افراد را مختومه کردند و هیچ‌گاه نیز امکان پیگیری این جنایت‌ها برای بستگان این افراد وجود نداشت.حتی در برخی موارد هیچ اطلاع‌رسانی‌ای در مورد افرادی که در اشرف به قتل می‌رسیدند صورت نمی‌گرفت و به‌نوعی یک فرد بی‌دلیل ناپدید می‌شد و دیگر حتی کسی اجازه پیگیری وضعیت او را نداشت.

شاید در ظاهر این مطلب شبیه به طنز و تمسخر باشد که سازمان پس از قتل اعضای خود اقدام به  مقصریابی خیالی می‌نمود. به‌عنوان نمونه بسیاری از افرادی که در لیست معدومین فرقه منافقین قرار دارند و با آن‌ها داستان‌سرایی می‌شود در تصفیه‌های درونی سازمان توسط خود سران فرقه ترور شده‌اند اما حال آنان را در زمره شهدای مجاهد نام می‌برند که توسط ایران و یا عراق کشته‌شده‌اند. شاهد مثال‌های زیادی برای این امر وجود دارد که منافقین مستقیماً به دستور مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو به قتل رسیده‌اند. همچنین پس از اشغال عراق و پادگان اشرف به دست آمریکا، سران فرقه بارها با ارائه فهرستی بلندبالا از افراد کشته‌شده و یا مجروح ، آنان را نتیجه حملات موشکی آمریکا عنوان می‌نمودند تا بتوانند باج‌خواهی نمایند؛ درحالی‌که بسیاری از معدومین به‌ویژه مجروحین نتیجه شکنجه‌ها و فشارهای فرقه‌ای بوده است. ترور افراد و سرباز زدن از عنوان مرگ مشکوک، ناپدید شدن ناگهانی اعضای تشکیلات در پادگان و طبیعی جلوه دادن آن، ممانعت از دیدار و حتی تماس والدین با فرزندان و بالعکس با عنوان مرگ آنان و یا حتی انکار وجود چنین اشخاصی در پادگان از نمونه رفتارهای فرقه تروریستی در تاریخ است.

هرچند در دوره استقرار سازمان در کمپ لیبرتی در عراق و بعد از ثبت‌نام افراد در کمیساری سازمان ملل دیگر همچون دوران استقرار در اشرف دست منافقین برای هر جنایتی باز نبود، اما در همان زمان نیز رویه سرکردگان منافقین برای حذف فیزیکی اعضای ناراضی و خواهان جدایی، درصورتی‌که امکان آن وجود داشت، ادامه پیدا کرد و آمارهای آن دوره نیز مؤید این مطلب است که سرکردگان این فرقه تروریستی هرگاه امکان داشته باشند، در جنایت کوتاهی نمی‌کنند!

درواقع تبعات سنگین جدایی افراد که حاصل افشاگری آن‌ها از درون فرقه و بیشتر متمرکز بر رفتارهای غیرانسانی با اعضا است و همچنین پیگیری بین‌المللی افراد در مجامع حقوقی علیه تشکیلات تروریستی منافقین، باعث می‌شود تا سرکردگان سازمان با قتل اعضای ناراضی و در آستانه جدایی صورت‌مسئله را پاک نمایند.

حال این رویه در آلبانی نیز همچنان تنها راه‌حل سرکردگان منافقین در قبال نیروهای ناراضی یا در اصطلاح تشکیلاتی، مسئله‌دار است که تلاش‌ها برای اغنای آن‌ها به نتیجه نرسیده و اکنون در آستانه جدایی از سازمان هستند. این بار اما سناریو‌های سازمان برای حذف اعضا، قدری متفاوت شده است و با توجه به سن بالای افراد حاضر در گروهک، بهانه‌هایی چون بیماری مطرح می‌شوند. بررسی نمونه‌ مرگ‌های مشکوک در مقر منافقین در آلبانی سناریو‌های جدید آن‌ها برای حذف افراد ناراضی را نشان می‌دهد.

اول‌ازهمه اینکه همه مرگ‌های مشکوک شامل افرادی است که به گفته اعضای جداشده، با سازمان زاویه پیداکرده بودند و به دنبال جدایی از تشکیلات بوده‌اند. این افراد ابتدا درروشی قدیمی و مرسوم این تشکیلات به بهانه صیانت و حفاظت از محدوده مقرهای سازمان ممنوع‌الخروج می‌شوند و در همان زمان فشارها برای همراه‌سازی فرد و اطاعت‌پذیری نیز آغاز می‌گردند. وقتی فشارهای روحی و حتی جسمی نتیجه‌بخش نبود، کم‌کم طراحی برای حذف فرد در دستور کار قرار می‌گیرد. زیرا فرد معترض، منتقد و خواهان جدایی در صورت حبس در تشکیلات نیز، امکان این را دارد که صدای اعتراض و شبهات خود را نسبت به سازمان به دیگر نیروها تسری داده و باعث گسترش نارضایتی شود.

یکی از روش‌های حذف فیزیکی اعضا که اکنون در آلبانی بسیار مرسوم است، مرگ به دلیل بیماری است. در نمونه‌هایی دیده‌شده که افراد به دلیل بیماری‌ برای درمان به خارج از مقر منافقین در آلبانی فرستاده می‌شوند، اما به دلایلی غیر از بیماری خود از دنیا می‌روند. مواردی همچون مسمومیت که به گفته برخی از اعضای جداشده سازمان از روش‌های مرسوم سرکردگان منافقین برای حذف فیزیکی افراد است. بهزاد مسعودی یکی از نمونه‌هایی است که به گفته اعضای جداشده از پادگان اشرف در عراق با سازمان زاویه پیدا کرد و در نوبت‌های متوالی تحت‌فشار و بازداشت قرار گرفت. وی که سال‌ها از یک بیماری نیز رنج می‌برد درنهایت در آلبانی به طرز مشکوکی از دنیا رفت و دلیل مرگ وی نیز مسمومیت اعلام شد!

حادثه نیز روش دیگری است که در آلبانی برای حذف فیزیکی اعضای ناراضی به کار گرفته می‌شود. در آلبانی برخلاف پادگان اشرف که بهانه‌هایی همچون شلیک اشتباه اسلحه یا انفجار یک نارنجک به‌عنوان دلیل مرگ اعلام می‌شد، دلایلی همچون غرق در استخر به‌عنوان دلایل مرگ اعلام می‌شود. یکی از نمونه‌های این شیوه مرگ هم «مالک شراعی» در آلبانی است که اعلام شد براثر غرق‌شدگی در استخر صورت گرفت. حال‌آنکه این فرد خود نجات‌غریق بوده است و اساساً مرگ او در استخر سناریویی غیرقابل‌باور برای کسانی است که حتی با وی آشنایی اندکی داشتند.

غیر از شیوه‌های قتل در آلبانی، بررسی فعل‌وانفعالات خاص در مقرهای منافقین در این کشور نیز گاهی به ردپای مرگ‌های مشکوک و حذف‌های فیزیکی می‌رسد. در ماه‌های انتهایی سال ۹۵ و ابتدای سال ۹۶، دقیقاً زمانی که مریم رجوی برای مدتی طولانی در آلبانی مستقرشده بود، آمار مرگ‌ومیرها در میان منافقین افزایش پیدا کرد که فقط در یک مرحله سه نفر به نام‌های «فخری اصفهانیان»، «اکبر چاووشی» و «علی خلخال» مرگشان اعلام شد! در همین مورد به نظر می‌رسید سازمان در وضعیتی بحرانی در حال از بین بردن نفرات معترض و زهرچشم گرفتن از دیگر ناراضیان است.

درمجموع باید گفت که نفرات حاضر در مقرهای منافقین در آلبانی، تا زمانی که تحت سیطره سرکردگان این فرقه تروریست قرار داشته باشند، در معرض خطر قرار دارند و این اتفاق اکنون در یک کشور اروپایی در حال وقوع است که برخلاف بیابان‌های عراق، امکان پیگیری و نظارت بر آن وجود دارد. به نظر می‌رسد سازمان‌های حقوق بشری مانند دیده‌بان حقوق بشر که در اقدامی سفارشی برای مستندسازی از مدعیات منافقین نماینده خود را به آلبانی می‌فرستد، باید در مورد این حوادث نیز حساس بوده و مطابق با وظیفه ذاتی خود واکنش نشان دهد.

درباره ما

سایت حقیقت فرقه با هدف فعالیت در راه افشای ماهیت و شناساندن ابعاد و دامنه اقدامات و جنایت‌های فرقه منافقین پابه عرصه گذاشته است. سایت حقیقت فرقه روایت چیستی، چرایی و چگونگی پدیده مذموم فرقه منافقین است که در این مسیر در تلاش است با انعکاس وافشای چهره ضد انسانی جریان نفاق، ماهیت فرقه گرایانه این سازمان را نیز هویدا کند. در حقیقت با تخطئه عملکرد منافقین در صدد روشنگری وآگاه سازی جامعه در مقابل دام های مرداب این فرقه تروریستی هستیم. تلاش می‌کنیم در این مجال با تحلیل و بررسی فرقه تروریستی منافقین در قالب های مختلف همچون یادداشت و مقالات، گزارش و گفت و گو به این مهم دست پیدا کنیم.

تماس با ما