رفتن به محتوای اصلی

بررسی عملکرد سازمان مجاهدین خلق-فرقه رجوی (۲)


 

 

 

 بررسی عملکرد سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) / از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تا آغاز اقدامات مسلحانه در سال ۱۳۶۰

  • مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق

انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن‌ماه ۱۳۵۷، به اعتراف اغلب فعالان و ناظران، انقلابی بود که خیلی زودتر از هنگام مورد پیش‌بینی به ثمر  رسید. طبعاً در هر انقلاب، نیروهای انقلابی برای جایگزین ساختن نظامی تازه نیازمند تشکیلات و سازمان‌دهی گسترده‌ای هستند و شکل دادن به چنین تشکیلاتی در فاصله اندک میان بالا گرفتن تظاهرات خیابانی و پیروزی انقلاب اسلامی اساساً مقدور نبود. شورای انقلاب به‌عنوان نخستین نهاد انقلابی در دی‌ماه ۱۳۵۷ تشکیل شد و این امر گویای آن است که نیروهای اصلی انقلاب "فعالیت تشکیلاتی" مدید و عمیقی را پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تجربه نکرده بودند.

این در حالی بود که بدنه‌ی اصلی و واقعی انقلاب که به‌صورت توده‌وار ارکان رژیم پهلوی را یکی پس از دیگری سرنگون می‌کردند به ضمانت رهبری آیت‌الله خمینی درصحنه حاضرشده بودند و کمتر می‌توان نقشی برای احزاب و سازمان‌های متعدد سیاسی در بسیج توده‌ای نیروهای انقلابی قائل شد. درواقع رهبری آیت‌الله خمینی و نفوذ نیروها و نهادهای مذهبی از قبیل مساجد و حسینیه‌ها بود که حضور انبوه معترضین به رژیم پهلوی را موجب گردید.

بررسی شعارهای انقلابی مورداستفاده در تظاهرات خیابانی سال ۵۷ گویای این واقعیت است که نهادهایی همچون تکایا و هیئت‌ها جریان اصلی انقلاب را تشکیل می‌دادند. از سوی دیگر، شکسته شدن یک‌به‌یک سدها و سرنگونی سنگر به سنگر رژیم پهلوی به‌مرورزمان احزاب و تشکل‌های سیاسی را خواسته یا ناخواسته به بیعت رسمی با آیت‌الله خمینی و پیروان ایشان وا‌داشت.

تحرکات انقلابی احزاب و گروه‌ها تا هنگام پیروزی انقلاب عمدتاً حول محور اتحاد و همبستگی شکل گرفت و ازآنجاکه موج انقلاب از سرنگونی گریزناپذیر سلسله‌ی پهلوی خبر می‌داد، احزاب خود را به حرکت مردمی ملحق ساختند. هیچ‌یک از احزاب و گروه‌ها و صاحب‌نظران وابسته به آن‌ها رهبری آیت‌الله خمینی را انکار نکردند و آنچه غالباً محل اختلاف واقع می‌شد سهمی بود که هر یک از گروه‌ها برای خود قائل می‌شدند.

باوجود قدرت بسیار زیاد رهبر ایران در بسیج مردم و حضور پرشمار نیروهای انقلاب درروند سرنگونی رژیم پهلوی، خلأ تشکیلات، برقراری پیوند میان فروپاشی رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت برآمده از انقلاب را با موانعی روبرو ساخت. تشکیلات عمده‌ای که در مسیر پیروی از رهبر انقلاب در بسیج عمومی نقش عمده‌ای را ایفا نموده بود هدایت روحانیت و ساختار مساجد بود. شبکه بسیج انقلاب در روحانیون و مساجد خلاصه می‌شد، هرچند که گاه گروه‌های سیاسی نیز بیانیه‌ها و اعلامیه‌هایی را به‌صورت عمومی عرضه می‌داشتند، اما بسیج عمومی علیه رژیم پهلوی به‌هیچ‌وجه به این‌گونه فعالیت‌های تبلیغی محدود نمی‌گردید.

در این میان، نیروهای عمده برخی از گروه‌های سیاسی تا آستانه انقلاب از بستر اصلی جنبش اجتماعی منتهی به پیروزی انقلاب دورمانده بودند. آزادی گروه‌هایی از زندانیان سیاسی در مهر و دی ۱۳۵۷، این دسته از گروه‌ها را مقابل عمل انجام‌شده قرارداد به‌طوری‌که توانایی انطباق حوزه‌های مطالعاتی تئوریک درون زندان و فضای اجتماعی ملتهب انقلاب برای آن‌ها دشوار بود. سازمان مجاهدین خلق یکی از این گروه‌ها بود که اصلی‌ترین عناصر و سران آن در دی‌ماه ۱۳۵۷ از زندان آزاد شدند. این پس‌افتادگی از جریان اجتماعی تبعات ذهنی و عینی بسیاری را به سازمان مجاهدین خلق تحمیل کرد.

نخستین بیانیه سران مجاهدین خلق در ۲۱ دی‌ماه ۵۷ در تأیید تحرکات انقلابی روزنامه‌نگاران، گویای این واقعیت است که سران این سازمان پس از آزادی از زندان و مشاهده پیشرفت‌های جنبش انقلابی که در غیاب آن‌ها (به سبب حضور در زندان) به بار می‌نشست، بیش از هر چیز نگران برخورداری از میز خطابه تبلیغاتی وسیع بودند و بدین‌وسیله قصد جلب نظر و توجه روزنامه‌نگاران را داشتند. کوتاه بودن این بیانیه دو سطری گویای تعجیل در پیوستن به جنبش مردمی است.

۱.آزاد شدن مسعود رجوی و مسئولین سازمان در دی‌ماه ۵۷ بر اساس طرح ساواک

با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، رژیم پهلوی بر اساس طرحی که از جانب ساواک به شاپور بختیار آخرین نخست‌وزیر شاه ارائه گردیده بود، دسته‌دسته زندانیان سیاسی را آزاد نمود. این کار به‌منظور ایجاد شکاف در جبهه داخلی انقلاب صورت گرفت. با آزادی زندانیان سیاسیِ دربند، اعضای در زندانِ سازمان مجاهدین خلق نیز با این قاعده در میدان مبارزات سیاسی حاضرشده و سعی در تبلیغ مواضع خود و جذب نیرو و سازمان‌دهی آنان داشتند.

مسعود رجوی در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد. او به همراه با بخشی از اعضای درون زندان که به وی وفادار بودند سازمان مجاهدین خلق را مجدداً احیا کرد و خود را به‌عنوان تنها بازمانده‌ از مرکزیت اولیه به‌عنوان سخنگوی سازمان معرفی نمود و پس‌ازآن مشغول سازمان‌دهی و عضوگیری شد.
در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷، زمانی که سازمان مجاهدین خلق طی اطلاعیه‌ای علنی اعلام موجودیت کرد، ساختمانی در نزدیکی میدان ولی‌عصر فعلی که متعلق به بنیاد پهلوی بود و بعداً بنیاد علوی نام گرفت را مصادره کرد و در آن به برنامه‌ریزی تبلیغاتی و سازمان‌دهی نیروهای خودپرداخت.

سازمان در ماه‌های اول پس از پیروزی انقلاب از رهبر انقلاب ایران با تعابیری چون «امام مجاهد اعظم»، «قائد پرافتخار»، «مجاهد آگاه» و ... یاد‌ می‌نمود؛ اما در عمل مواضعی مخالف مواضع انقلاب داشت. در آن زمان رهبر انقلاب نیز با توجه به اینکه بدنه اصلی ارتش، از فرزندان مسلمان ملت تشکیل‌شده بود و به‌استثنای عده‌ای از فرماندهان، ارتش در کنار ملت قرارگرفته بود، همواره از ارتش حمایت میکرد؛ اما گروه‌های چپ، شعار «انحلال ارتش» را سر داده بودند و سازمان علیرغم اینکه به‌ظاهر خود را مطیع قلمداد‌ می‌کرد، همراه با دیگر گروه‌های چپ و مخالف نظام، خواهان انحلال ارتش بود.

مسعود رجوی و موسی خیابانی با عنوان «مجاهدین رهاشده از بند» دریکی از اولین برنامه‌های خود در پیامی به رهبر انقلاب اعلام نمودند: «ما آزادی خود را مدیون مجاهدت‌ها و جان‌فشانی‌های خلق رزمنده و ستم‌کشیده‌ی ایران در پرتو الهامات آن زعیم استوار و سازش‌ناپذیر هستیم ». به‌این‌ترتیب آنان سعی در ایجاد فضایی مناسب جهت جذب نیرو داشتندسازمان از سویی در پیام‌ها و نشریات خود با انتقاد از رویکرد قبل از انقلاب خود و محکومیت تغییر ایدئولوژی و البته اتخاذ مواضع انقلابی و به‌ظاهر اسلامی و از سوی دیگر جوّ ملتهب انقلاب، تعداد بالایی از جوانان را جذب و مورداستفاده قرار می‌داد

قشر نوجوان ازیک‌طرف بسیار پرشور و فعال و دارای کمیت عمده‌ای بودند اما از سوی دیگر احساسی عمل کرده و تجربه اجتماعی کافی و شناختی دقیق از ماهیت سازمان مجاهدین نداشتند، لذا این قشر آماده برای هویت پذیری و پر نمودن خلأ فکری و فرهنگی متأثر از دیکتاتوری شاه بوده و ازنظر روان‌شناختی، مستعدترین قشر برای تحریک در جهت آمال یک گروه سیاسی فرقه‌ای که شعارهای فریبنده نیز می‌دهد، تلقی می‌شد و هر جریانی که در آن مقاطع می‌توانست تا حدودی این خلأ را ولو به‌طور کاذب پر نماید، قادر بود که از خیل عظیم دانش آموزان و دانشجویان استفاده‌ی مطلوبی به نفع خود بنماید و این همان کاری بود که مجاهدین خلق با استفاده از فن‌های روانی کنترل ذهن مخرب فرقه‌ای بدان متوسل شده و متأسفانه با القای شخصیت کاذب به نوجوانان و دانش آموزان و دانشجویان به‌خوبی از خلأ یادشده بهره برده بردند.

۲.دیدار مسعود رجوی و موسی خیابانی با رهبر انقلاب

نخستین ملاقات نماینده سازمان با آیت‌الله خمینی در نجف و در سال ۱۳۴۹ در رابطه با بازداشت ۹ نفر از اعضای سازمان در عراق که یک هواپیما را ربوده و به آن کشور برده بودند، توسط تراب‌ حق‌شناس از کادرهای قدیمی سازمان صورت گرفت. همچنین در اواخر سال ۱۳۵۰ و هم‌زمان با تشکیل دادگاه رهبران و اعضای سازمان، حسین روحانی عضو مرکزیت که در خارج کشور بسر می‌برد، طی چند جلسه با آیت‌الله خمینی ملاقات کرد.

رجوی و خیابانی و دیادر با امام خمینی

نخستین ‌بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، روزنامه‌های کیهان و اطلاعات ۸ اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۸ از ملاقات و مذاکرات رهبران سازمان با آیت‌الله خمینی خبر دادند. این دیدار صبح روز پنجشنبه ۶ اردیبهشت‌ماه در اقامتگاه ایشان در قم و به‌طور خصوصی انجام شد. با توجه به ارتداد بخش اعظمی از نیروهای سازمان و برای جلوگیری از هرگونه شائبه‌ای در مبانی دینی باقی‌مانده آن‌ها، ایشان قبلاً از مسئولان سازمان خواسته بود تا مواضع اعتقادی خود را رسماً اعلام کنند و سپس به ملاقات ایشان بروند و سازمان در قالب یک اطلاعیه و یک نامه که اولی شرح شأن صدور نامه است، مبانی عقیدتی خود را اعلام کرد.

در پی انتشار این اطلاعیه و تصریح سازمان بر اعتقادات اسلامی، آنچه در مطبوعات درباره ملاقات مرکزیت سازمان با آیت‌الله خمینی، درج شد ازجمله روزنامه کیهان بدین شرح بود: عده‌ای از اعضا و مسئولان سازمان مجاهدین خلق به مدت یک ساعت با امام خمینی ملاقات و گفتگو کردند و امام فرمایشات و رهنمودهایی خطاب به اعضای سازمان مجاهدین خلق ایراد کردند. مجاهدین خلق که مسعود رجوی و موسی خیابانی نیز در میان آن‌ها بودند در این دیدار که روز پنجشنبه انجام شد سقوط دیکتاتوری پهلوی، استقرار جمهوری اسلامی و فرمان تشکیل شوراها و انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به امام خمینی تبریک گفتند. مسعود رجوی در سخنان خود با امام اظهار داشت: «اکنون‌که ما به خدمت شما رسیده‌ایم خواست و تمنای مادی و دنیوی نداریم.» وی افزود: «تمرکز قدرت روحانی و سیاسی وقتی به هم‌دست می‌دهند نیرویی است که کون و مکان را می‌تواند تغییر دهد و این موفقیت امروز ماست و باید در جهت خدا و در جهت مردم از آن استفاده کرد.» 

بعد از فرار مرکزیت سازمان از ایران قسمتی از این ملاقات از زبان موسی خیابانی در نشریه مجاهد، در خارج از کشور منتشر شد که عیناً آورده می‌شود: «[امام] خمینی گفت من تاکنون علیه شما حرفی نزده‌ام، اما هر وقت که ببینم شما خارج از اسلام هستید، خواهم گفت.» درست در همین روزی که ملاقات صورت گرفت، سید محمدرضا سعادتی حین اجرای قرار با مأمور کا گ ب در تهران به اتهام جاسوسی برای شوروی سابق دستگیر شد.   

 

درباره ما

سایت حقیقت فرقه با هدف فعالیت در راه افشای ماهیت و شناساندن ابعاد و دامنه اقدامات و جنایت‌های فرقه منافقین پابه عرصه گذاشته است. سایت حقیقت فرقه روایت چیستی، چرایی و چگونگی پدیده مذموم فرقه منافقین است که در این مسیر در تلاش است با انعکاس وافشای چهره ضد انسانی جریان نفاق، ماهیت فرقه گرایانه این سازمان را نیز هویدا کند. در حقیقت با تخطئه عملکرد منافقین در صدد روشنگری وآگاه سازی جامعه در مقابل دام های مرداب این فرقه تروریستی هستیم. تلاش می‌کنیم در این مجال با تحلیل و بررسی فرقه تروریستی منافقین در قالب های مختلف همچون یادداشت و مقالات، گزارش و گفت و گو به این مهم دست پیدا کنیم.

تماس با ما