رفتن به محتوای اصلی

بررسی رفتارهای منافقین و میزان انطباق آن با برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی (۶)‏


 

از زندان، شکنجه و قتل تا ادعای برقراری عدالت!

 

در ششمین بند از برنامه ۱۰ ماده‌ای منافقین که توسط مریم رجوی سرکرده این گروهک تروریستی برای آینده ایران! وعده داده شده است، از عدالت و قانون، نظام قضایی مدرن، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال قضایی قضات سخن گفته شده است.

وقتی این شعارهای زیبا از زبان منافقین را با عملکرد آنان در قبال نیروهایشان در پادگان اشرف مقایسه می‌کنیم، به تناقضات این گروهک در ادعاها و عملکرد بر می‌خوریم که نشان می‌دهد مسئله عدالت فقط یک شعار یا یک ادعا از سوی سرکردگان این فرقه تروریستی است.

بررسی وضعیت زندان‌ها در فرقه رجوی خود گویای میزان اعتقاد سرکردگان این گروهک به مسئله عدالت دارد. سابقه ایجاد زندان در گروه رجوی به اوایل استقرار سازمان در خارج از کشور می رسد و به حوزه مسئولیت ابراهیم ذاکری در کردستان مربوط است. در آن زمان شایع کردند که چند نفوذی در پایگاه دستگیر شده اند و در واقع این شایعات بهانه‌ای برای سرکوب نیروهای مسئله دار بود. ابراهیم ذاکری فرمانده ستاد سازمان در کردستان عراق در نشستی از این دستگیری ها سخن گفت. پس از آن زیر پوشش و یا استناد به این اخبار، ساختن زندان های انفرادی (۲ در ۱ متر) و جمعی در مقر منصوری واقع در شهرک کهریز نزدیک شهر سلیمانیه عراق (پادگانی متعلق به ارتش عراق با چند ساختمان بزرگ که در اختیار سازمان بود) آغاز شد.

با اعلام انقلاب ایدئولوژیک در اواخر سال ۶۳، جمع کثیری از اعضای تحت مسئولیت ذاکری در برابر اظهارات و تحکم‌های وی حالتی تهاجمی به خود گرفتند. دستگیری های گسترده از همین زمان شروع شد. شدت دستگیری ها در حدی بود که کارها در کلیه پایگاه ها به حالت تعطیل در آمد و حفاظت نیز شدیداً افزایش پیدا کرد. یکی از اعضای جداشده از فرقه رجوی در خصوص افزایش حفاظت برای جلوگیری از فرار نیروها چنین گفته است: «به طور مثال به جای ۳ الی ۴ پست نگهبانی در مقر منصوری ، آن را به ۱۵ الی ۲۰ پست نگهبانی افزایش دادند تا مبادا بچه ها فرار کنند . دستور تیراندازی هم داده بودند تا در صورت کوچک ترین حرکتی تیراندازی نمایند... روزی نبود که ۲ الی ۳ لندکروز از مقرها (از بغداد گرفته تا کرکوک ، سلیمانیه و ... تا کلاله) بچه های دستگیر شده، حتی بچه های خارج از کشور که به بغداد می آوردند، چشم بسته هر دو یا سه نفر، را به زندان منصوری منتقل نکنند... جو رعب و وحشت و ترس سراسر پایگاه ها را در بر گرفته بود. دستگیری بچه ها در  نیمه های شب و یا در موقع استراحت بعد از ظهر و به طور ناگهانی صورت می گرفت، البته به بهانه فرستادن به مأموریت یا این که برو فلان کار را انجام بد! »

دستگیری ها روز به روز افزایش یافت تا آنجا که کلیه ساختمان های مقر منصوری به زندان تبدیل گردید. انقلاب ایدئولوژیک سازمان، افزایش ناراضیان و منتقدان درون سازمان را موجب گردید و موجی از اعتراض و تقاضای خروج از تشکیلات را در بین اعضا پدید آورد. یکی دیگر از اعضای جداشده از این فرقه به نام راستگو در کتابش با نام «مجاهدین خلق در آئینه تاریخ» طیف وسیع ناراضیان و متقاضیان خروج از سازمان را به سه دسته تقسیم بندی می‌کند: «۱. افرادی که نسبت به استراتژی سازمان مسئله دارند و مثلاً دیگر مبارزه مسلحانه را قبول ندارند. ۲. افرادی که در رابطه با رهبری سازمان یعنی شخص مسعود رجوی مسئله دار هستند. ۳. افرادی که ایدئولوژی و نظرگاه های عقیدتی سازمان را قبول ندارند»

وی در کتابش توضیح می‌دهد که سازمان تا سال ۸۱ دو نوع زندان برای اعضای معترض فراهم ساخته بود: «۱. زندان هایی که در درون قرارگاه های سازمان در عراق وجود دارد و تحت نظر تشکیلات مجاهدین اداره می شود. در این زندان ها کل پرسنل زندان ها اعم از نگهبان، بازجو، شکنجه گر و نظافت چی، همه از کادرهای سازمان مجاهدین هستند ۲.  زندان هایی که تحت حاکمیت دولت عراق هستند ... افرادی که خواهان جدایی از سازمان هستند پس از طی پروسه زندان در داخل قرارگاه ها، اگر همچنان بر جدایی اصرار داشته باشند، از قرارگاه اخراج شده، بدون پاسپورت و اوراق شناسایی به عنوان جاسوس رژیم ایران به اداره امنیت عراق (استخبارات) تحویل داده می شوند. این افراد پس از شکنجه فراوان به زندان های عادی عراق فرستاده می شوند و در آنجا در سلول زندانیان خطرناک جنایی با جنایتکاران و بزهکاران عراقی به بند کشیده می شوند.»

در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۶۴ دستگیری‌ها به اوج خود رسید و در نتیجه مقر منصوری کلاً به زندانی با ۵۰ سلول انفرادی و بقیه به صورت سلول های جمعی تبدیل شد. اطراف مقر را به تله های انفجاری و منوری مجهز کردند. در این زندان ها، تعداد زیادی از بچه ها می خواستند، خودکشی کنند که بلافاصله زندانبانان متوجه و مانع می شدند.

در تاریخ ۱۶ فرودین ۶۴، به خاطر پر شدن زندان و بحرانی بودن وضع و در نتیجه غیر قابل کنترل شدن زندان، زندانیان را به مقر غیور (واقع در منطقه ماووت عراق) منتقل کردند. زندان جدید یک استادیوم سرپوشیدته ورزشی بزرگ در دو طبقه بود که اطراف آن را کاملاً استتار کرده بودند تا هیچ چیز از بیرون مشهود نباشد . حمام و دستشویی نیز در داخل سالن ساختته بودند ، تعداد زندانیان این زندان جدید بیش از ۷۵۰ نفر بود.

در این زندان لباس مخصوص برای زندانیان درست کرده بودند ، شب و روز قابل تشخیص نبود و از هواخوری نیز خبری نبود . استفاده از دستبند و چشم بند و اعمال خشونت ، از شکنجه روحی تا اهانت های لفظی و فحاشی و ضرب و شتم ، رایج بود و زندانیان را فقط روزانه در دو نوبت با چشم بند به توالت می فرستادند . از جمله موارد ممنوع در این زندان خواندن نماز و تلاوت قرآن با صدای بلند بودچون در داخل تشکیلات اقدامات مربوط به دستگیری و زندانی کردن اعضا منتقد و معترض به انقلاب ایدئولوژیک «پروژه رفع ابهام» نامیده شد، زندان های مزبور در پایگاه های منصوری و ماووت نیز «زندان های رفع ابهام خوانده» می شد.

به نوشته راستگو: «زندان های عمومی رفع ابهام دو بار توسط سازمان بر پا شده است ، یک بار در سال ۱۳۶۴ که به بهانه بررسی برای یافتن افراد نفوذی جمهوری اسلامی در حدود هشتصد نفر از اعضا به مدت یک ماه در زندان و تحت بازجویی همراه با تحقیر و خشونت  بودند . اغلب این افراد با روحیات خرد شده و تسلیم تر از گذشته مجدداً در داخل سازمان به کار گرفته شدند و عده کمی از آنان از سازمان خارج شده و فرار کردند.»

در سال ۱۳۷۳ دومین زندان بزرگ رفع ابهام در قرارگاه اشرف بر پا شد. که دلیل آن لو رفتن تعدادی از تیم های عملیاتی ترور که از عراق به داخل کشور ایران اعزام شده بودند ادعا شد. سازمان در یک واکنش تنبیهی تمام افرادی را که درخواست شرکت در عملیات داخل کشور را می کنند (حدود ۵۰۰ نفر) متهم می کند و همگی ایشان را در زندان های واقع در قرارگاه اشرف (در جاده کرکوک بغداد و نزدیکی شهر خالص) زندانی می کند.

این موضوع در پاییز ۷۳ اتفاق می افتد. افراد بازداشت شده در طول مدت بازجویی که تا حدود شش ماه طول می کشد، تحت بازجویی های طولانی و شکنجه های طاقت فرسا قرار می گیرند تا فاز رفع ابهام را بگذرانند. افرادی که رفع ابهام شده و از این زندان آزاد شده و به سر کارهای خود بازگشتند ، اکثراً از سازمان بیزار شده بودند و کاملاً نسبت به سازمان بی اعتماد بودند ، به طوری که دلجویی های بعدی سازمان نیز نتوانست آنها را متقاعد بکند . بخش عظیمی از جدا شدگان سال های بعد از میان همین افراد بودند.هدف اصلی هر دو مورد زندان های رفع ابهام، سرکوب منتقدان و مخالفان بالفعل و بالقوه دو مرحله اصلی انقلاب ایدئولوژیک و تحکیم سلطه رهبری نوین سازمان محسوب گردید.

یکی دیگر از اعضای جداشده منافقین با نام شمس حائری اسامی زندان های سازمان در عراق را به این شرح معرفی کرده است: «۱. زندان سردار در کرکوک ۲. زندان دبس در اطراف شهر کرکوک ۳. زندان مهمانسرا در پادگان اشرف ۴. زندان دانشکده ۵. زندان مسقفات ۶. زندان های معروف به M1 و M2 و M3 در پادگان اشرف ۷. زندان اتوبان شماره یک و دو، نبش خیابان اصلی منتهی به قبرستان (در پادگان اشرف) ۸. زندان ضلع شرقی واقع در پادگان اشرف ۹. زندان نزدیک مرکز در پادگان اشرف ۱۰. زندان H که یکی از مخوف ترین زندان های واقع در پادگان اشرف بود»

راستگو درباره مدیریت زندان های درون تشکیلات و گردانندگان آنها می نویس: «هم اکنون (سال ۸۱) در قرارگاه اشرف که بزرگترین و اصلی ترین پایگاه مجاهدین در عراق است، بخشی به نام قضایی، مسئولیت زندان های متعدد سازمان را بر عهده دارد ... مسئول آن فردی به نام نادر رفیعی نژاد است ... اسامی چند تن از زندانبانان و شکنجه گران سازمان مجاهدین ... که توسط جداشدگان افشا شده اند، درج می شود. لازم به یادآوری است که افراد جدا شده ای که این اسامی را (در کشورهای غربی) منتشر کرده‌اند، برای شرکت در هر محکمه عادلانه ای در این رابطه اعلام آمادگی کرده اند».این تعداد زندان در شرایطی در عراق برای زندانی کردن اعضای سازمان مورد استفاده قرار می‌گرفت که هیچ‌گاه اعضای سازمان در عراق از تعداد ۵ هزار نفر بالاتر نرفت! و بالاخره نوع برخورد و محاکمه برای زندانی شدن هم از مواردی بود که هیچ قانونی در مورد آن وجود نداشت.

به عبارت دقیق‌تر می‌توان اینگونه بیان کرد که هیچ عدالتی در خصوص رفتار با اعضای فرقه رجوی وجود نداشت و تقریباً همه اعضای رده پایین و حتی تعدادی از اعضای رده بالا برای مدتی کوتاه هم که شده، طعم زندان‌های منافقین را چشیده بودند. حال سرکردگان این فرقه با این سابقه، امروز از برقراری عدالت صحبت می‌کنند و سعی دارند با این شعار که هیچ گاه در درون تشکیلات چندهزار نفره خود بدان معتقد نبوده‌اند، در درون ایران به اجرا عدالت بپردازند!

درباره ما

سایت حقیقت فرقه با هدف فعالیت در راه افشای ماهیت و شناساندن ابعاد و دامنه اقدامات و جنایت‌های فرقه منافقین پابه عرصه گذاشته است. سایت حقیقت فرقه روایت چیستی، چرایی و چگونگی پدیده مذموم فرقه منافقین است که در این مسیر در تلاش است با انعکاس وافشای چهره ضد انسانی جریان نفاق، ماهیت فرقه گرایانه این سازمان را نیز هویدا کند. در حقیقت با تخطئه عملکرد منافقین در صدد روشنگری وآگاه سازی جامعه در مقابل دام های مرداب این فرقه تروریستی هستیم. تلاش می‌کنیم در این مجال با تحلیل و بررسی فرقه تروریستی منافقین در قالب های مختلف همچون یادداشت و مقالات، گزارش و گفت و گو به این مهم دست پیدا کنیم.

تماس با ما