رفتن به محتوای اصلی

ابزارهای ازدست‌رفته منافقین در آلبانی


عراق و پادگان اشرف برای سرکردگان منافقین فرصت‌هایی را ساخته بود که از طریق آن انگیزه‌هایی را برای حفظ اعضا پدیدآورند. موقعیت پادگان اشرف در عراق و وضعیت خود کشور عراق به سرکردگان منافقین کمک می‌کرد تا اعضای رده پایین سازمان را که اهم بدنه این فرقه را تشکیل می‌دهند حفظ نمایند.

پادگان اشرف در اوضاع نابسامان عراق خصوصاً درزمانی که گروهک تروریستی داعش و به‌طورکلی ناامنی عراق اولویت اصلی این کشور بود، حاشیه امنی برای سرکردگان منافقین به وجود آورده بود. رجوی‌ها در پادگان اشرف و در سایه عدم نظارت سازمان‌های بین‌المللی و دسترسی رسانه‌ها ابزارهای متعددی برای حفظ نیروها داشتند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها کنترل همه‌جانبه بر اعضا بود. اشرف به معنای واقعی فضایی ایزوله و دور از دسترسی‌های نظارتی و خبری بود. سران منافقین در اشرف می‌توانستند همچون گذشته مناسبات درون فرقه‌ای را اجرا نموده و غیر از محدودیت‌های زندان گونه این پادگان بر روح، روان و ذهن اعضای خود مسلط باشند.

مناسبات درون فرقه‌ای ازجمله عملیات جاری، غسل هفتگی و جلسات طولانی سخنرانی‌های رجوی و دیگر سران فرقه برای اعضا، فرصتی را در جهت کنترل‌های دائم بر ذهن و روان اعضا به وجود آورده بود. اعضای سازمان در پادگان اشرف مجبور به کار اجباری و مستمر بودند تا فرصتی برای فکر کردن به آرزوها، خانواده و از همه مهم‌تر تناقضات حاصل از شکست‌های فرقه رجوی را نداشته باشند. در این شرایط بازهم اگر عضوی سر بر ناسازگاری می‌گذاشت، فضای ایزوله و به‌دوراز نظارت‌های بین‌المللی و خبری بر این پادگان حتی این امکان را می‌داد که اعضای ناراضی که به فرار و جدایی فکر می‌کردند، از واکنش‌های خونین سازمان در امان نباشند و ترس از همین مسئله یکی از جدی‌ترین عوامل انصراف افراد حاضر در اشرف بود تا حدالمقدور فکر فرار را از ذهن خارج کنند.

در پادگان اشرف هر از چند گاهی یک عضو مسئله‌دار که با زندان و ارعاب حاضر به فرمان‌برداری نبود به قتل می‌رسید تا هم از فرار احتمالی وی جلوگیری شود و هم به اعتراضاتی که ممکن بود در میان دیگر اعضا تسری پیدا کند، پایان داده شود.

اما آلبانی باوجود کنجکاوی رسانه‌ها و همچنین نظارت سازمان‌های بین‌المللی که اسم و مشخصات همه اعضای سازمان را در هنگام ورود ثبت و ضبط کرده‌اند، این فرصت را که به‌راحتی بتوان فردی را به قتل رساند و بعد سناریویی برای مرگش ارائه کرد، تا حد زیادی از میان برده است. هرچند که سریال جنایت‌های سرکردگان سازمان در آلبانی هم ادامه داشته است، اما تفاوت پادگان اشرف این بود که رجوی برای قتل برخی از اعضایش هیچ‌گاه هیچ توضیحی نداد، زیرا به‌کلی شرایط به‌گونه‌ای بود که کسی از او و گروهکش بابت این دست جنایت‌ها توضیح نمی‌خواست.

به گفته اعضای جداشده در جلسات عمومی سازمان در عراق، چه در اشرف و چه در کمپ لیبرتی صحبت‌های انگیزشی برای تحریک احساسات اعضا به کار گرفته می‌شد. ازجمله این فریب‌کاری‌های رجوی این بود که به اعضا می‌گفت: «شما چه گونه غیرتتان قبول می‌کند این چند هزار عضو زن سازمان را در عراق و میان خوف و خطر حضور داعش و ناامنی عراق تنها بگذارید؟!» از دیگر فریب‌کاری‌های رجوی این بود که می‌گفت: «اعضای زن سازمان بعد از خروج از تشکیلات در عراق ممکن است به دست داعش افتاده و در بازار برده‌فروش‌های موصل فروخته شوند!». این فریبکاری‌های رجوی در حالی بود که زنان سازمان هم از حیث امنیت جانی و هم از حیث امنیت اخلاقی در خود سازمان وضعی بهتر از اسارت در دستان داعش را نداشتند.

اکنون در آلبانی و در فضای آزادتر این کشور اروپایی بسیاری از فریبکاری‌های رجوی کارایی ندارد. اعضای سازمان با مقایسه وضعیت خود با دیگر افرادی که موفق به فرار شده‌اند، به‌واقع درمی‌یابند که زندگی آن‌ها در درون فرقه چیزی جز اسارت و اتلاف عمر نیست.

تلاش‌های اعضا برای فرار نیز دیگر همچون گذشته به‌راحتی به مرگ با گلوله سران سازمان ختم نمی‌شود. زیرا اولاً منافقین بابت از بین رفتن یا ناپدید شدن هر یک از اعضای خود باید هم به رسانه‌های کنجکاو و هم سازمان‌های بین‌المللی پاسخگو باشند. و این پاسخگویی نیز حاصل مطالبه خانواده‌های اعضا و جداشدگانی است که فرصت فرار از تشکیلات رجوی را پیداکرده‌اند.

تیرانای آلبانی برخلاف پادگان اشرف در وسط بیابانی بی‌آب علف قرار ندارد که یک عضو برای جدایی و فرار وحشتی دوچندان داشته باشد. در آلبانی ابزارهای دست رجوی‌ها که پیش‌ازاین در عراق وجود داشت، از بین رفته و اکنون سران منافقین نوع تهدید و ارعاب اعضا برای جلوگیری از فرار را تغییر داده‌اند. سران منافقین در آلبانی اعضای خواستار جدایی را از سرنوشت بعد از جدایی می‌ترسانند؛ از اینکه برای سرپناه و سیر کردن شکم خود به چالش بربخوردند. در همین راستا فعالان این فرقه و کمک‌های آمریکا نیز سبب شده است که بسیاری از فرصت‌های ممکن برای افراد جداشده از میان برود و اعضا به دلیل سرنوشت نامعلومشان بعد از جدایی، بالاجبار حاضر به تحمل زندگی بیهوده و پرمشقت در تشکیلات منافقین باشند.

بااین‌حال مقایسه محیط و ظرفیت‌های آلبانی با وضعیت پیش‌ازاین منافقین در عراق نشان می‌دهد که سران فرقه رجوی ابزارهای گذشته خود را برای حفظ نیروها ازدست‌داده‌اند و این فرصتی است تا با جدایی دیگر افراد باقی‌مانده در این فرقه پرونده این گروهک تروریستی برای همیشه بسته شود. 

درباره ما

سایت حقیقت فرقه با هدف فعالیت در راه افشای ماهیت و شناساندن ابعاد و دامنه اقدامات و جنایت‌های فرقه منافقین پابه عرصه گذاشته است. سایت حقیقت فرقه روایت چیستی، چرایی و چگونگی پدیده مذموم فرقه منافقین است که در این مسیر در تلاش است با انعکاس وافشای چهره ضد انسانی جریان نفاق، ماهیت فرقه گرایانه این سازمان را نیز هویدا کند. در حقیقت با تخطئه عملکرد منافقین در صدد روشنگری وآگاه سازی جامعه در مقابل دام های مرداب این فرقه تروریستی هستیم. تلاش می‌کنیم در این مجال با تحلیل و بررسی فرقه تروریستی منافقین در قالب های مختلف همچون یادداشت و مقالات، گزارش و گفت و گو به این مهم دست پیدا کنیم.

تماس با ما